شیرین کاریهای گل پسری




آریای مامان تو سال 92 :
پسرم این روزا خیلی شیطون شدی گاهی وقتا دیگه مامان اینطوری میشه
.
دوست داری به همه چیز دست بزنی و میزنی . تا حالا سه تا از گلدونای خونه رو شکستی .
تو خونمون خیلی از وسایلو جمع کردیم .
یه بارم که از رو مبلا رفتی رو اپن آشپزخونه و از اونجا افتادی پایین به خاطر همینم مبلا رو جمع کردیم .
دیگه شیطونی میکنی در حد المپیک .
خدا به منو مادر جون صبر بده . گاهی وقتا که بعد کارم میام خونه مادر جون دنبالت ،
مادرجون بیچاره اینطوریه
. مامانم یه خورده رعایت کن عزیز دل مامان
.
همین دیروزم خونه مادرجون لیوان آبو ریختی رو صندلیوبعد به مادرجون میگی: دَدَه اَبَه . یعنی آب ریخت .
بعدشم با دستت شروع کردی به پاک کردن . قربون اون دستای کوچولوت برم .
تقریبا داری یواش یواش حرف میزنی .
اولین کلمه ای که یاد گرفتی الله اکبر بود که میگی اَبَر.
بعد اون کلمه بابا رو یاد گرفتی کلمه بابا رو خیلی خوب میگی .
به آب میگی اَبَه .
منو به اسمم صدا میکنی وقتی بابایی منو صدا میکنه تو هم پشت سرش میگی دِداه .
هنوز مامان گفتن بلد نیستی .
علاقه شدید به رانندگی داری .
یعنی فک کنم تا قبل 6 سالگی یه راننده حرفه ای بشی دیگه
.
مایکل شوماخر ایرانی . به هیچ وجه هم رو صندلی عقب ماشین نمیشینی حتما باید جلو بشینی .
دوست داری با تلفن حرف بزنی .
یعنی علاقه خیلی زیادی داری به این کار وقتی تلفن میبینی دیگه غیر قابل کنترل میشی .
عاشق کتلت و سیب زمینی سرخ کرده هستی .
یکی از کارای جالبتم اینه که وقتی یه کار بد میکنی ,
دستاتو میگرم و آروم بهت میگم : آریا بهت نمیگم این کارارو نکن ،
مگه بهت نمیگم این کار بده تو باید پسر خوبی باشی .
فورا شروع میکنی الکی ادای گریه کردن در میاری که بهت هیچی نگم .
(وروجک آحه تو اینو از کجا یاد گرفتی).
قیافه ات اونقدر قشنگ میشه که خودم یهو خندم میگیره
و توام دوباره شروع میکنی به شیطونی کردن . 



پسرم این روزا کارات خیلی شیرینو با مزه شده .
روز به روزم شیرین تر میشی .قلب مامان به عشق تو میتپه .دوست دارم بی نهایت .


شیرین کاریهای گل پسری
